اصول و ویژگی ها ی ماهیت ارتباطات غیرکلامی : زمینه های تاریخی

گردآورنده: طیبه اله پناه زاده مسوول روابط عمومی مرکزبهداشت شهرستان شیراز- شهدای والفجر 

اصطلاح «ارتباطات غیر کلامی» طی نیم قرن گذشته در ادبیات نظری مطالعات ارتباطی، جایگاهی خاص پیدا کرده است (مقایسه با: روش و کیس، 1956). هر چند، زیر بنای این واژه، ریشه ی عمیقی در فلسفه تاریخ کلاسیک، مطالعه رفتار بیان گر، زیبایی شناسی تجربی، نشانه شناسی و حوزه ­ی علم نشانه ها، زبان شناسی، ادراک شخصی، رفتار حیوانی و ... دارد.

رفتارهای بیان گر در آغاز توجه فیلسوفان یونانی را به خود جلب کرد از جمله ارسطو که مؤثرترین شیوه­ی تحلیل و بررسی های او تحت عناوین چهره شناسی، تاریخ رفتار حیوانات، زندگی طبیعی و ماهیت پروا، به ثبت رسیده است.

از دوران کلاسیک تا قرن نوزدهم، تمام مطالعات ادواری در ارتباط با چهره ی انسان بود. برای مثال، در سال 1568 «پرتا» کتابی به نام چهره شناسی انسان منتشر کرد و در سال 1774 «لاواتر» کتاب دیگری تحت عنوان چهره شناسی به جهان عرضه نمود. تا کنون، تعدادی از این نوع مطالعات که ماقبل سال های 1800 میلادی انجام گرفته، نام برده شده است اما، در قرن نوزدهم مجموعه یی از پژوهش های آزمایشی توسط دوشن (1862)، بل (1865)، داروین (1872)، وونت، جیمز و پیدریت (1867) به انجام رسید. باید اذعان کرد که بخشی از مسایل، نظریه ها، دیدگاه ها و روش شناسی های این منابع کلاسیک، امروزه از سوی محققان حوزه ی ارتباط غیر کلامی به شدت مورد توجه قرار گرفته است.

مطالعات اولیه

دوشن (1862)، مطالعه ی ابتدایی خود را تحت عنوان عضلات چهره در سال 1862 میلادی، به چاپ رسانید. او با به کارگیری محرک های الکتریکی سعی کرد حالات تظاهر هیجانی و عاطفی چهره­ی یک پیرمرد را نمایان سازد. سرچارلز بل بررسی تجربی خود را با نام بیان چهره­ یی در سال 1865، به زیور طبع آراست. مطالعات اولیه­ی داچن و بل بر روی چارلز رابرت داروین تأثیر عمیقی بر جای گذاشت. به طوری که او کتاب مشهور خود را تحت عنوان بروز هیجان ها در انسان و حیوانات در سال 1872 میلادی منتشر کرد. از این کتاب در بیشتر آثار نوشتاری حوزه­ی ارتباطات غیرکلامی به عنوان یک منبع کلاسیک استفاده می شود. داروین به نظریه­ی تکاملی خود، علاقه زیادی داشت و آن را در بیشتر مباحث مربوط به ارتباطات انسانی و حیوانی به ویژه پاسخ های هیجانی به کار گرفت (پی.اچ. نپ، 1963؛ اکمن، 1973).

برای نمونه، داروین استدلال کرد که بیان چهره در افراد امری ذاتی است، به این ترتیب، نظریه خود را به تمام جهان عرضه نمود. در حالی که این نظریه در میان روان شناسان اروپایی رواج یافت، آمریکایی ها به نظریاتی که شرمن (a1927 و b1927) و لاندیس (1924 و 1929) ارایه نمودند، گرایش پیدا کردند. این حرکت تاریخی، در گردهمایی سال 1971 نبراسکا در خصوص موضوع انگیزش مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است (اکمن، 1972).

زمانی که، داروین مشاهدات خود را عرضه کرد «ویلهلم وونت» و «ویلیام جیمز» ـ روان شناسان آزمایشی ـ نظریه یی را بنیان نهادند که توجه بسیاری از نظریه پردازان و محققان آن زمان را به خود جلب کرد. البته، در آن دوران نیز روش شناسی های رایج به رویکردهای دست یابی به ریشه­های آثار خود در قرن نوزدهم، توجه نشان می داد. برای نمونه، دوشن (1862) از موضوعات مربوط به بیان گرهای تحت تأثیر محرک الکتریکی، عکس هایی تهیه کرد و داروین از آن ها در تحقیق های کاربردی خود با عنوان بیان چهره یی استفاده کرد و این مهم موجب جذب بسیاری از محققان به این حوزه شد. در حالی که، کالبد شناس آلمانی «تئودور پیدریت» در سال 1867، شکل جامعی از تصاویر خطی سر انسان را ترسیم کرد تا بتواند سایر اجزای مرتب شده­ی آن را به دلخواه جا به جا کند، واکاوی های متعددی در حال رشد و پیشرفت بود. این واکاوی ها در مطالعات زرفانگر بورینگ و تیچنر (1923) مطمح نظر واقع شد و سنگ بنای فنون حرفه ای پژوهش های بنیادی امروز رفتار و حرکات غیر کلامی را پی ریخت.

دوران قبل از جنگ جهانی دوم

در طی دهه­ی 30، رفتارهای بیان گر از سوی بلیک (1933)، آلپورت و ورنون (1993)، آلپورت و ورنون (1933)، کریچلی (1939)، وودورث (1938) و اشلوسبرگ (1941)، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت که نتایج پژوهش های آنها ابعاد عواطف چهره را در بر داشت. « فرانز بو آس» « ادوارد ساپیر» ، « لئونارد بلوم فیلد » و « دیوید افرون» از اصول و مبانی زبان شناسی انسان شناسانه در حوزه مطالعات غیر کلامی نیز بهره بردند.

در سال 1941، یکی از نوشته های کلاسیک افرون به نام اشاره ی اندامی و محیط، انتشار یافت. ساپیر و افرون از شاگران مکتب انسان شناسی فرانز بوآس به شمار می رفتند. بوآس در طول دهه ی 30 با نظریه پردازان نازیسم هیتلری به مخالفت برخاست. او « افرون» را ترغیب کرد تا ارتباطات مبتنی بر اشاره ی اندامی را در بین مهاجران یهودی و ایتالیایی در جنوب شرقی نیویورک، مورد بررسی و مطالعه قرار دهد. افرون، نتایج تحقیقات خود را در این رابطه ارائه داد و پیشنهادات قابل توجهی را فهرست کرد. بعدها، یافته های او از طرف اکمن و فریزن مورد استفاده های فراوان قرار گرفت. اما، ذکر روش شناسی افرون، خالی از فایده نخواهد بود :

او در آغاز نشانه ها ( علائم حرکتی) را که می توانند به صورت رمز جایگزین کلمات شوند، مشخص کرد. برای مثال ، علامت های دست یک مربی بسکتبال، افرون، انواع حرکاتی که در رابطه با گفتار به کار می آیند را شناسایی کرد و آنها را به پنج صورت ذیل طبقه بندی و تعریف کرد :

      1) حالات تاییدی ( تعلیمی )؛ آن دسته از حرکات و نشانه ها که لغات یا عبارت ویژه ای را تائید می کنند.

      2) حروف اندیشه نگار ( نماد گونه ) ؛ آن دسته از حرکات و نشانه ها که جریان یک فکر یا عقیده را مشخص می نمایند .

3) اشاره های نشان گر ( اشاره ای ) آن دسته از حرکات و نشانه ها که منابع قابل دسترس را نشان می دهند.

4) اشاره های فضایی ( مکان گر) ؛ آن دسته از حرکات و نشانه ها که روابط قابل وصف در فضا یا مکان را عینی می سازند .

5) جنبش نگار ( ایمایی) ؛ نموداری که حرکات بدن را در قالب کنش ، ایما و اشاره ترسیم می کند.

افرون با به کار گیری فیلم های سینمایی حرکات تعاملی و نمایش خطی اشاره های اندامی یک بازیگر، موفق شد الگو های متمایز این مطالعه را به دو گروه ملی تقسیم نماید:

1-ایتالیایی ها: از نمودار جنبشی استفاده می کردند و 2- مهاجران یهودی، از حالات تائیدی و حروف اندیشه نگار بهره می برند. افرون ، به ارائه ی فرسایش الگوهای اشاره ای که در روابط حرکتی و ایمایی حیوانات رواج داشت، پرداخت . اما ، با شروع جنگ جهانی به زادگاه خویش بازگشت و مجموعه ی پژوهش های کاربردی خود را به شکل غیر فعالانه در آمریکا به انجام رسانید.


منبع: کتاب ارتباطات غیرکلامی نویسنده دکتر غلامرضا آذری

 
ماهنامه الکترونیکی سیب/ دی 98 
تاریخ به روز رسانی:
1398/10/03
تعداد بازدید:
419
نشريه الكترونيكي سيب
آدرس: شیراز، خیابان زند، جنب هلال احمر، ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی شیراز-طبقه هشتم-مدیریت روابط عمومی-نشریه الکترونیکی سیب
کدپستی: 71348-14336 تلفکس: 32308200-071 تلفن: 32122713-071
کلیه حقوق این وب سایت برای نشریه الکترونیکی سیب دانشگاه علوم پزشکی شیراز محفوظ می باشد.
Powered by DorsaPortal